اشعار اردلان سر افراز...ستاره ی دنباله دار...
-ستاره ی دنباله دار:
تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار
اما شبای بی کسی یکی نمونده موندگار
یکی نمونده از هزار
ادامه شعر در ادامه ی مطلب...
-ستاره ی دنباله دار:
تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار
اما شبای بی کسی یکی نمونده موندگار
یکی نمونده از هزار
ادامه شعر در ادامه ی مطلب...

دلم تنگ است
دلم می سوزد از باغی که می سوزد
نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری...
ادامه شعر در ادامه مطلب...
گاهى سکوت مى آموزد
بودن همیشه در فریاد نیســت
اسطـــوره شدن یعنى در عین رفتــن بمــانى
یعنى باشى یـــا نباشى دوستت داشته باشند و دلــتنگت شوند…
انتخاب...
درگیر رویای توام
منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت
تو منو انتخاب کن
ادامه شعر در ادامه مطلب...
طرفدار...
چی تو چشاته که تورو اینقدر عزیز میکنه
این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه
این که نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام
رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام
ادامه شعر در ادامه مطلب...
شیرین و فرهاد...
آزمون بود و تمنای دو عشق بیستون بود و تمنای دو دوست
در زمانی که چو کبک
تیشه میزد«فرهاد»! خنده میزد«شیرین»
نه توان گفت به جانبازی فرهاد
«افسوس»
ادامه شعر در ادامه مطلب...
چیزی نداشت
شاید همه دارایی او همان یک نوشیدنی بود که او را مهمان کرد...
ادامه شعر در ادامه مطلب...