تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم آه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو
یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جدا شده بود
که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ و باد است جهان
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست

نیمه جانی است درین فاصله قربان شما

******************************************************************************

اشعار فریدون مشیری

.......

گناه دریا

0گناه دریا@
0نغمه ها@
0آتش پنهان@
0سرگذشت گل غم@
0اسیر@
0شباهنگ@
0گل خشکیده@
0بعد از من@
0پرستش@
0شمع نیم مرده@
0پرستو@
0آفتاب پرست@
0سکوت@
0معراج@
0غروب پاییز@
0بازگشت@
0آن روز شاعرم@
0شب های شاعر@
0آسمان کبود@
0دیوانه@
0چشم من روشن@
0دوست@
0ای امید نا امیدی های من@
0دروازه طلایی@
0برای آخرین رنج@
0گل امید@
0خکستر@
درد@
0تنها@
0گرفتار@
0پشیمان@
0عشق بی سامان@
0آرزو@
0آغوش@
0رقص@
0مکتب عشق@
0شراب@
0غروب@

..........................................`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯............................................
بهار را باور کن

0غبار آبی@
0بهت@
0ستود@
0چراغی در افق@
0بگو کجاست@
0دیوار@
0دیگر زمین تهی است@
0تک@
0بدرود@
0رقص مار@
0سرود گل@
0اشکی در گذرگاه تاریخ@
0آخرین جرعه این جام@
0چتر وحشت@
0سفر در شب@
0خوشه اشک@
0ای همیشه خوب@
0بهترین بهترین من@
0کوچ@
0ای بازگشته@
0سوقات یاد@
0کدام غبار@
0از کوه با کوه@
0طومار تلاش
0سیاه@
0نماز شکایت@
0قصه@
0تر@
0خاموش@
0حصار@
0جادوی بی اثر@
0بهار را باور کن@

....................................................`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯................................................از خاموشی

0گلبانگ@
0آفرینش@
0رنج@
0آب وماه@
0تاریک@
 0با برگ@
0زمزمه ای در بهار@
 0مسخ@
 0غزلی شکسته@ 0
تو نیستی که ببینی@
 0نه خون نه آب نه آتش@
 0در زلال شب@
0غارت@ 0بهمن@
 0گلهای پرپر فریاد@ 0راه@
 0پس از غروب@
0بیا ز سنگ بپرسیم@
 0راز@ 0غزلی در اوج@
 0یک گل بهار نیست@
 0دیگیر در من@
 0اوج@
 0همواره تویی@
0هفتخوان@
0فریاد@
0عمر ویران@
 0دو قطره پنهانی@
0هنوز همیشه هرگز@
 0ای بهار@
0ساقی@ 0دور@
 0دام@
0شکوه رستن@
 0شکسته@
 0سبکباران ساحل ها@
 0دریا@ 0نخجیر@
 0رنگین کمان گل@
0آوار درون@
0پس از مرگ بلبل@
0همراه@ 0
فریادهای سوخته@
0حلول@
 0با تمام اشکهایم@
0مسیح بر دار@
0تنگنا@
0در میان برگهای زرد@

.............................................`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯ .......................................
لحظه و احساس

0رزوی پک@
0عشق@
0دل افروزان شادی@
0هدیه دوست@
0از اوج@
گلبانگ تو
سرود
پس از باران
شکوه روشنایی
محیط زیست
دریچه
از صدای سخن عشق
0هر که با ما نیست@
بهار خاموش
ای وای شهریار
ایا برادرانیم؟
شکار
حرف طرب انگیز
روح چمن
قصه شیرین
چراغ راه
0ابر بی بارانً@
سحر ها همیشه
مثل باران
تا لب ایوان شما
بهاری پر از ارغوان
رازنگهدارترین
0یاد و کنار@
عشق
بی خبر
هیچ و باد
ناگهان جوانه میکند
قهر
نوایی تازه
در کوه های اندوه
دل تنگ
خوش آمد بهار
سرود کوه
حصار
با یاد دل که اینه ای بود
برف شبانه
بیهودگی
سحر
در بیشه زار یادها
ذره ای درنور
ترنم رنگین
درس معلم
زبان بی زبانان
لحظه ها و احساس
ایا ؟
به یاران نیمه راه
زبان معیار
آن سوی مرز بهت و حیرت
ای جان به لب آمده
حاصل عشق
آه آن همه خک
لبخند سحرخیزان
چگونه
زبانم بسته است
ای داد
چشمان سخنگو
ای خفته روزگار

********************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯**********************

ابرو کوچه

خوش به حال غنچه های نیمه باز
دریا
پرنیان سرد
سرو


شراب شعر چشمان تو
زهر شیرین
پروازبا خورشید
چرا از مرگ می ترسید


افسانه باران
سرودی در بهار
خورشید جاودانی
برای داداش
خورشید و جام
ترانه جاوید
همراه حافظ
آشتی
شبنم و شب چراغ
لال
صغیر
در ایوان کوچک ما
جام اگر بشکست
دشت
ماه و سنگ

گلهای کبود
اشک زهره
غریبه

بند
جادوی سکوت
ابر
چراغ میکده
دریاب مرا دریا
دست ها و دست ها
سینه گرداب
بیگانه
باغ
غبار بیابان

دریای درد
سرگردان
درخت
غریو


فقیر
دریچه
خار

شکوفه ای بر شراب
0کبوتر آسمان@

0ستاره کور@

0بابا لالا نکن@

0اشک خدا@

0ناقوس نیلوفر@

0کوچه@

0سفر@

0هنگامه@

0سرود آبشار@

0پرده رنگین@ 0

از خدا صدا نمی رسد@


***************************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯ **********************

از دریچه ماه

دماوند
ببند پنجره را
گل و گلوله
سیمرغ و تهمتن
تا دریا
جامه دران
پرچم ظفر
ای خوش ترین ترانه
دریغ
مژدگانی اندوه
پیوند با جهان هستی
در جستجوی عدالت
شراب ارغوانی
زنده اند
داستان امام خواجه به نیشابور
پیوند جان
کوهیاران
شیران و کبوتران
زبان آتش و آهن
قهقهه
مرگ نرگس
آفرین
رستگاری
تا قله با صلیب
در دوزخ زمانه
هرگز نمی پرسم
سرنوشت
آواز خورشید
تبسم نوروز
درد فراق
نسیم رهایی
با امواج
پوزش
آتش
دلداری
نویدهای امید
بغض خاموشی
از دریچه ماه
شادی دوست
آزاده
قدرت اهریمنی
بوم
پیمان
از ازل تا ابد
پرتو تابان
پیچک
البرز
با خون شعرهایم
دریاچه قو
بانوی رویاهای من
آشتی! آشتی!
اقیانوس غم
این نیز بگذرد
دست هایش
دیگر نیست
کوهک
بر بالین خرمشهر
شکرانه رهایی و پرواز
در آسیاب جهان
برگ های سوخته
پرواز و فرود
گریه خاموش
بهار سرخ
شب آخر (۲)
زنده با آرزو


*****************************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯***********************

نوایی هماهنگ باران

در برابر شب
ابراز عشق
رنگین کمان
بر فراز ستاره
بهاری دیگر
در بهشت دوزخیان
رمز آسودگی
عقاب
بوی عشق
مرثیه های غروب
در پی هر خنده
در پی هر گریه
نه آوا نه ترنم
عدالت
شادی
ای امید!
مهار مهر
گام نخستین
اسرار در اسرار
دست عدل
چشم دل
آسمان با من است
غزلی در بهار
پنجره ای بر غروب
این آتش سوزنده
مانند خورشید
یادآوران
هر چه زیبایی و خوبی
پارسی
صدهزاران جان
یک آسمان نگاه
کیست...؟ آیا کیست...؟
در صحرای بردباری
با ماه
فریاد شوق
اشک پنهان
کوچ یا سفر
شبانه های شباهنگ
شفق
نوروز
افسوس بر خویش
شعله در قفس
آیینه قهر روزگاران
طاعون
فرمان پیر ما
محال پرست
پیمان زندگی
خوان هشتم
گل های بی گناه
از دام تا قفس
بیژن و منیژه در زمان دیگر
با یاد کوچه
این شعر شکسته بسته
روی بر دیوار
بیگانه
طاووس کوهسار
گل باغ اشتیاق
تسلیم
دعا
پهلوانان
سیمای آسمانی حق
ناکجا
پلید
فرعون
نوایی هماهنگ باران
نور عشق


****************************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯***********************

تا صبح تابناك اهورايی

نوروز می رسد :
آن انتظار شيرين
در ميدان زندگی
مهربان ، زيبا ، دوست
با آسمان
حيران
باغ در پنجره
بوی ”محبوبه شب “
بهار ، روح هستی
دوباره عشق
ستون سهند
روح باران را بگو
رگبار بی امان
راهيان مهر
خبر
با من چكار داری
خورشيد ، با دو سرخی
غروب
گرداب
بيشه ؟ كندو ؟
اندوه بانوی بيد
شهنامه چه می گفت
دو برگ سبز
افسون
خانه بر امواج
پيام آور مهر
چقدر ...؟
افسونگر
يادها
همچنين باد
دنيا به هم نمی خورد
شهر
مادران
گرمای عشق
گلبانگ جهانتاب
ايران و جوانان
يغماگران دريا
با كاروان صبح
ستاره و ...
از قفس
تنها به اين اميد
سر می كشيد ياد ...
پرواز اولين
يك آسمان پرنده
پرواز لحظه ها
چشم در راه
آن سوی نيمه شب
گوشه دل تنگی
روی لحظه های زمان
نشانه ای ز رهايی
تاراج آشيانه نيلوفر
آوازهای شاد
در دشت آسمان
خط آتش
باد در قفس
گر تو آزاد نباشی
شرم
با شباهنگ
همزاد
به سوی جان
در چشم ستاره


*************************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯***************************

آواز آن پرنده غمگين

سپاس
سيمرغ
جست و جو
من می سرايم تا ...
ناسازگار
چكاوك
فرمان نهانی
يك نگاه مهربان
دل افروزتر از صبح
سمنزار
آواز آن پرنده غمگين
يك گردباد آتش
در عصر ارتباطات ماهواره
پشت اين در
رخش سپيد خورشيد
تاج سر آفتاب
بر صليب
زمين و آدمی
خواب های طلايی
بركه
با ياد دست های تو
زيبای وحشی
چه آتشی
آيينه و جمال
كو ... كو... ؟
شادی خويش
نام تو
فال
شب آخر
خار و روزگار
هم آوای برق
يك لحظه آرامش
تا روشنی های بلند آسمانی
در بهشت رويا
آب و خاك ، باد و آتش
بر بال باورها
جور دوست
خواب
بوی گل يخ بود كه ...
مسافر
گلبانگ رهايی
برگ ريزان
در يك نگاه شبنم و خورشيد
از بالای بام
بوسه و آتش
كبوتر
باغ صدف
پاييز
ناخدا
با قلم
آشتی
خواب ارغوان
بهار سپيد
سه تابناك
نثار
تا سپيده
دست‌های پرگل‌اند اين شاخه‌ها
چه اتفاقی بايد بيفتد ؟
بر بام هفت گنبد گردون
جهان شگفتی
زمان
نوازش استاد
پرندگان باغ های نور


***************************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯*************************

با پنج سخن‌سرا

نگهدار ايران
خروش فردوسي
بيدار
پيام آور بيداري
نظامي
همراه آفتاب
حافظ


*************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯ *************

از ديار آشتي

نسيمي از ديار آشتي
نقش
بازبان اشك ، اينك
يك آسمان پرنده
پرواز لحظه ها
آزادگي
در آيينه آسمان
گوشه ها و پرده ها
پنجره
غريق
دوستي
آن سوي ديوارهاي نوميدي
می‌توانستی كاش ...
ارغوان
در تماشاخانه دنيا
نگاهي ، يك جهان فرياد
يگانگي
دست‌هامان نرسيده‌‌است به هم
يوسف
شاليزار
شور شنهاز
اميد
راز هر چه باداباد
بردبا كيست ؟
در اين اتاق كوچك
تو را كه دارم
روح سحر
داس مرگ و تير عشق
تاجي كه آسمان به سرم زد
شجاع
شير شكاران
از چشمه تا دشت
آخرين پناه
نوروز و نرگس
همچو گيسوي بلند تو شبي
زيباي جاودانه
يك گله شير وحشي
با عشق
گرگ
بگو به آن كه ، دل از بار غم ...
پنجاه و هشت ثانيه پندار
شايد محال نيست
لبخند چشم تو
نخستين نگاه
خورشيد يك غزل
امواج رهسپار
خشم
گلبانگ سپيده
اي خوب جاودانه
بي گفت و گو
كاش از پس صد هزار سال
رود و راه
اي دل

اي عشق
اي عشق
اي عشق
0اي عشق@

************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯*************

آه ، باران

هميشه با تو
چگونه مي سرايي ؟
انسان باشيم
آه ، باران
شب هاي كارون
پيوند دست ها
روي در روي سياهي
هاله هول
آوايي از سنگر
از نور حرف مي زنم
آب باريك
بهشت خاطر
جهنم سبز
باغ
از خون جوانان وطن
لبخند مبارك مسيحا
ايثار
براي بوته هاي جاودان غريب
شعر كوه ، و شعر من
كشمير
از دوردست خواب رهايي
تا سر اپرده شيرين شكر
بر شانه هاي تو
كمال الملك
درس محبت
ستاره گفت
زبان نگاه
تنها ، باد
سراب
صبح است
دو گلواژه
در گذرگاه جهان
صداي كف زدن لحظه ها
شعله بيدار
يلدا
درنگي در نهاد لحظه آغاز
آفاق پريشاني
برگ و باد
با سادگان صبور
ديلمان
در پيش آن دو بوته رنگين پامچال
با درخت
فرود
تنهاتر از هميشه
ياد يار مهربان
چراغ چشم تو
محو و مات
مادر و نرگس
نمي خواهم بميرم
0دوست بداريد@

**************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯ **************

مرواريد مهر

صداي يك تن ، در اين بيابان
قطره ، باران ، دريا
فريادهاي خاموشي
دام
پاسخ
طلوع
نگاهي به آسمان
شب ها كه مي سوخت
صدف
از ژرفاي آن غرقاب
ما ، همان جمع پراكنده
برآمدن آفتاب
پرواز
بغض

بيكرانه
چشم به راه
در هاله شرم
دلي از سنگ مي خواهد
مرگ در مرداب
در بلندي هاي پرواز
به هر موجي كه مي گفتم
احساس
دريا و خورشيد


خواب ، بيدار

مهر مي ورزيم

نيلوفرستان

هزاران اسب سپيد
فلسفه حيات
دلاويزترين
0سنگ و آيينه@ 0پيكار@ 0جزر و مد@ 0ارمغان@ 0سه آفتاب@ 0شعبده@ مرواريد مهر

************`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯ ****************

گزینه اشعار

نيايش
آفتاب و گل
رساتر از فرياد
تشنه در آب
بسته
يك نفس تازه
غير از مهر تو
در آن جهان خوب
ريشه در خاك
امير كبير
بادبان بر كوه
درخت و پولاد
در آيينه اشك
از ما با گذشت ياد كنيد


*********`•.¸¸¸.•`¯`•.¸¸¸.•`¯ *********

تشنه طوفان

تشنه طوفان
زندگی
كابوس
آسمان
برگ های سپيد دفتر من
ميگون
شعر غم انگيز
اشك شوق
آيينه شكسته
نوای بينوايی
كاروان
غزل شاعر
خورشيد

تشنه
دريای خاطرات زمان
آغوش اميد
ياد
چه پاييزی است
غروب غم افزا
آتش
فردای ما
زبان بسته
ميگون سيل زده
بوسه
فريب تلخ
گل و بلبل
يادگار او
خزان بهشت
دلخسته
ياد آشنا
ترانه
انتظار
شمع مرده
وداع
باد و باران
همزبان
راز شب
مرغ اسير
در آغوش مهتاب
پشيمانی
گفتگو
مرگ دل
جمال خدا
خفته
قربانی عشق
فال حافظ
چشم به راه
اسير عشق
افسانه عشق
مادر
آيينه
کيميا
تار جان
تنها ميان جمع
به ياد او
گنجينه
ديدگان
هميشه بهار
حكايت حرمان
تمنا
فردا
درسرچه داری
بی من
طبيب دل
دريا دل
آغوش
افسون
نايافته

ديدار
شرمسار
خنده خورشيد
خزان جاودانی

*******************************

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 13:18  توسط شیرین  |